خون به جاى اشک

الَسَّلامُ عَلَیْکَ سَلامَ الْعارِفِ بِحُرْمَتِکَ الْمُخْلِصِ فی وِلایَتِکَ الْمُتَقَرِّبِ إِلَى اللّهِ بِمَحَبَّتِکَ الْبَرىءِ مِنْ أَعْدائِکَ، سَلامَ مَنْ قَلْبُهُ بِمُصابِکَ مَقْرُوحٌ ودَمْعُهُ عِنْدَ ذِکْرِکَ مَسْفُوحٌ، سَلامَ الْمَفْجُوعِ الْحَزینِ الْوالِهِ الْمُسْتَکینِ، سَلامَ مَنْ لَوْ کانَ مَعَکَ بالطُّفُوفِ لَوَقاکَ بِنَفْسِهِ حَدَّ السُّیُوفِ، وَبَذَلَ حُشاشَتَهُ دُونَکَ لِلْحَتُوفِ وَجاهَدَ بَیْنَ یَدَیْکَ وَنَصَرَکَ عَلى مَنْ بَغى عَلَیکَ، وَفَداکَ بِرُوحِهِ وَجَسَدِهِ وَمالِهِ وَوَلَدِهِ، وَرُوحُهُ لِرُوحِکَ فِداءٌ، وَأَهْلُهُ لاَِهْلِکَ وِقاءٌ.

فَلَئِنْ أَخَّرَتْنی الدُّهُورُ، وَعاقَنی عَنْ نَصْرِکَ الْمَقْدُورُ، وَلَمْ أَکُنْ لِمَنْ حارَبَکَ مُحارِباً وَلِمَنْ نَصَبَ لَکَ الْعَداوَةَ مُناصِباً فَلاََنْدُبَنَّکَ صَباحاً وَمَساءً وَلاََبْکِیَنَّ لَکَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً، حَسْرَةً عَلَیْکَ، وَتَأَسُّفاً عَلى ما دَهاکَ وَتَلَهُّفاً، حَتّى أَمُوتَ بِلَوْعَةِ الْمُصابِ، وغُصَّةِ الاْکْتِیابِ. (فرازى از زیارت ناحیه مقدسه)

سلام بر تو، سلام آن کسى که به حرمتِ تو آشناست، و در ولایت و دوستىِ تو اخلاص مىورزد، و به سببِ محبّت و ولاى تو به خدا تقرّب مى جوید و از دشمنانت بیزار است; سلام کسى که قلبش از مصیبت تو جریحه دار، و اشکش به هنگام یاد تو چونان سیل، جارى است; سلام کسى که ـ در عزاى تو ـ دردمند و غمگین و سرگشته و بیچاره است; سلام کسى که اگر با تو در کربلا مى بود، با جانش در برابرِ تیزىِ شمشیرها از تو محافظت مى نمود، و نیمه جانش را در دفاع از تو به دست مرگ مى سپرد، و در پیشگاه تو جهاد مى کرد، و تو را علیه ستم کنندگانِ بر تو یارى مى داد و جان و تن و مال و فرزندش را فداى تو مى نمود، و جانش فداى جان تو و خانواده اش سپر بلاىِ اهل بیت تو مى بود. پس اگرچه زمانه مرا به تأخیر انداخت و مقدّرات الهى مرا از یارىِ تو بازداشت و نبودم تا با آنان که با تو جنگیدند بجنگم و با کسانى که با تو دشمنى ورزیدند به ستیز برخیزم، در عوض، از روى حسرت و تأسّف و اندوه بر مصیبت هایى که بر تو وارد شد، صبح و شام نالانم و به جاى اشک براى تو خون گریه مى کنم، تا زمانى که از سوزِ مصیبت و گلوگیرى حزن و اندوه، زندگى ام به پایان رسد.

 

 آگاهى بر امور شیعیان

«نَحْنُ وَإنْ کُنّا ثاوینَ بِمَکانِنَا النّائی عَنْ مَساکِنِ الظّالِمینَ ـ حَسَبَ الَّذی أَراناهُ اللّهُ تعالى لَنا مِنَ الصَّلاحِ وَلِشیعَتِنَا الْمُؤْمِنینَ فی ذلِکَ ما دامَتْ دَوْلَةُ الدُّنْیا لِلْفاسِقینَ ـ فَإِنّا نُحیطُ عِلْماً بِأَنْبائِکُمْ، وَلایَعْزُبُ عَنّا شَیْءٌ مِنْ أَخْبارِکُمْ، وَمَعْرِفَتُنا بِالذُّلِّ الَّذی أَصَابَکُمْ مُذْ جَنَحَ کَثیرٌ مِنْکُمْ إلى ما کانَ السَّلَفُ الصّالِحُ عَنْهُ شاسِعاً، ونَبَذُوا الْعَهْدَ الْمَأْخُوذَ مِنْهُمْ وَراءَ ظُهُورِهِمْ کَأَنَّهُمْ لایَعْلَمُونَ».

اگرچه هم اکنون در مکانى دور از جایگاه ستمگران مسکن گزیده ایم ـ که خداوند صلاح ما و شیعیان با ایمان ما را مادامى که حکومت دنیا به دست تبهکاران است در همین دورى گزیدن، به ما نمایانده است ـ ولى در عین حال بر اخبار و احوال شما آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما بر ما پوشیده و مخفى نیست. از خوارى و ذلّتى که دچارش شده اید با خبریم، از آن زمان که بسیارى از شما به برخى کارهاى ناشایست میل کردند که پیشینیان صالح شما از آنها دورى مى جستند، و عهد و میثاق خدایى را آن چنان پشت سر انداختند که گویا به آن پیمان آگاه نیستند.

 

یادآورى و رسیدگى

«إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، ولاناسینَ لِذِکْرِکُمْ، وَلَوْلا ذلِکَ لَنَزلَ بِکُمُ اللاَّْواءُ وَاصْطَلَمَکُمُ الاَْعْداءُ، فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَظاهِرُونا عَلَى انْتِیاشِکُمْ مِنْ فِتْنَة قَدْ أَنافَتْ عَلَیْکُمْ».

ما در رسیدگى و سرپرستى شما کوتاهى و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نمى بریم که اگر جز این بود، دشواریها و مصیبتها بر شما فرود مى آمد و دشمنان، شما را ریشه کن مى کردند. پس تقواى خدا پیشه کنید و ما را بر رهایى بخشیدنتان از فتنه اى که به شما روى آورده یارى دهید.

 

لزوم محبّت

«فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِء مِنْکُمْ بِما یَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْیَتَجَنَّبْ ما یُدْنیهِ مِنْ کَراهَتِنا وَسَخَطِنا، فَإنَّ أَمْرَنا بَغْتَةٌ فَجْأَةٌ حینَ لاتَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَلایُنْجِیهِ مِنْ عَقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوْبَة.

وَاللّهُ یُلْهِمُکُمُ الرُّشْدَ وَیَلْطِفُ لَکُمْ فِی التَّوْفیقِ بِرَحْمَتِهِ».

هریک از شما باید کارى کند که وى را به محبّت و دوستى ما نزدیک مى کند و از آنچه خوشایند ما نبوده و موجب کراهت و خشم ماست دورى گزیند; زیرا امر ما ناگهان فرا مى رسد، در هنگامى که توبه و بازگشت براى او سودى ندارد و پشیمانى او از گناه، از کیفر ما نجاتش نمى بخشد.

و خداوند، رشد و هدایت مطلوب را به شما الهام فرماید و به لطف خویش شما را به بهره ورى از رحمت هایش توفیق بخشد!

 

 اداء حقوق الهى

«وَنَحْنُ نَعْهَدُ إلَیْکَ أَیُّهَا الْوَلِیُّ الْمُخْلِصُ الْمُجاهِدُ فینَا الظّالِمینَ أَیَّدَکَ اللّهُ بِنَصْرِهِ الَّذی أَیَّدَ بِهِ السَّلَفَ مِنْ أَوْلِیائِنَا الصّالِحینَ: أَنَّهُ مَنِ اِتَّقى رَبَّهُ مِنْ إِخْوانِکَ فِی الدِّینِ، وَأَخْرَجَ مِمّا عَلَیْهِ إِلى مُسْتَحِقّیهِ، کانَ آمِناً مِنَ الْفِتْنَةِ الْمُبْطِلَةِ، وَمِحَنِهَا الْمُظْلِمَةِ الْمُظِلَّةِ وَمَنْ بَخِلَ مِنْهُمْ بِما اَعارَهُ اللّهُ مِنْ نِعْمَتِهِ عَلى مَنْ أَمَرَهُ بِصِلَتِهِ، فَإِنَّهُ یَکُونُ خاسِراً بِذلِکَ لاُِوْلاهُ وَآخِرَتِهِ».

و ما به تو ]شیخ مفید(قدس سره)[ اى دوست با اخلاص که در راه ما با ستمگران در ستیز و پیکارى ـ خداوند تو را به نصرت و یارى خویش تأیید کند همانگونه که دوستان شایسته پیشین ما را تأیید فرموده است ـ سفارش مى کنیم که هریک از برادران دینى تو که تقواى خدایش پیشه کرده و برخى از آنچه را که به گردن دارد به مستحقّانش برساند، در فتنه ویرانگرِ برباد دهنده و گرفتارى ها و آشفتگى هاى تاریک و گمراه کننده در امان خواهد بود و آن کس که در دادن نعمتهایى که خداوند به او کرامت فرموده به کسانى که فرمان رسیدگى به آنها را داده، بخل ورزد زیانکار دنیا و آخرت خویش خواهد بود.

 

سعادت دیدار

«وَلَوْ أَنَّ أَشْیاعَنا ـ وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ ـ عَلَى اجْتِماع مِنَ القُلُوبِ فِی الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقائِنا، وَلَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا عَلى حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَصِدْقِها مِنْهُمْ بِنا، فَما یَحْبِسُنا عَنْهُمْ إِلاّ ما یَتَّصِلُ بِنا مِمّا نُکْرِهُهُ وَلانُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ، واللّهُ الْمُسْتَعانُ، وَهُوَ حَسْبُنا وَنِعْمَ الْوَکِیلُ، وَصَلواته عَلى سَیِّدِنَا الْبَشیرِ النَّذیرِ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرِینَ وَسَلَّمَ».

و اگر شیعیان ما ـ که خداوند توفیق طاعتشان دهد ـ در راه ایفاى پیمانى که بر عهده دارند همدل مى شدند، میمنت ملاقات ما از ایشان به تأخیر نمى افتاد و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنان مى گشت، دیدارى بر مبناى شناختى راستین و صداقتى از آنان نسبت به ما. پس ما را از ایشان باز نمى دارد مگر آنچه از کردارهاى آنان که به ما مى رسد و ما را ناخوشایند است و از آنان روا نمى دانیم.

از خداوند یارى مى طلبیم و او ما را کفایت کرده و وکیل خوبى است و صلوات و سلام خدا بر آقاى بشارت دهنده و بیم دهنده ما، محمّد و خاندان پاک او باد.

 

علّت غیبت

«وَأَمّا عِلَّةُ ما وَقَعَ مِنَ الْغَیْبَةِ، فَإِنَّ اللّهَ عَزَّوَجلَّ یَقُولُ: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لاتَسْأَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ» إِنَّهُ لَمْ یَکُنْ اَحَدٌ مِنْ آبائی إِلاّ وَقَدْ وَقَعَتْ فی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ لِطاغِیَةِ زَمانِهِ، وَإِنّی أَخْرُجُ حینَ أَخْرُجُ وَلا بَیْعَةَ لاَِحَد مِنَ الطَّواغیتِ فی عُنُقی».

وامّا علّت غیبت ما، پس به درستى که خداوند عزّوجل مى فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید از چیزهایى که اگر برایتان آشکار شود ناراحتتان مى کند سؤال مکنید».

هیچیک از پدرانم نزیستند مگر آن که بیعتى از طاغوت زمانشان بر ایشان تحمیل گشت; امّا من زمانى که قیام مى کنم بیعت هیچیک از طاغیان و طاغوتان بر گردنم نیست.

 

کیفیت بهره ورى

«وَأَمّا وَجْهُ الاِْنْتِفاعِ بی فی غَیْبَتی، فَکَالاِْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إذا غَیَّبَتْها عَنِ الاَْبْصارِ السَّحابُ، وَإِنّی لاََمانٌ لاَِهْلِ الاَْرْضِ کَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لاَِهْلِ السَّماءِ، فَأَغْلِقُوا أَبْوابَ السُّؤالِ عَمّا لایَعْنیکُمْ وَلاتَتَکَلَّفُوا عِلْمَ ما قَدْ کُفیتُمْ، وَأَکْثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ، فَإِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ».

وامّا کیفیت بهرهورى از من در دوران غیبتم، همچون بهرهورى از خورشید است هنگامى که ابرها آن را از دیدگان بپوشانند، و من براى اهل زمین موجب امان و امنیّت مى باشم همچنان که ستارگان براى اهل آسمان.

پس از آنچه به شما مربوط نیست پرسش نکنید و براى دانستن آنچه از آن مستغنى هستید خود را به تکلّف و مشقّت نیندازید.

و براى تعجیل فرج بسیار دعا کنید که به راستى همین دعا، فرج شماست.

 

داعیه داران دروغین

«وَلْیَعْلَمُوا أَنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَفِینا، لا یَقُولُ ذلِکَ سِوانا إلاّ کَذّابٌ مُفْتَر، وَلایَدَّعیهِ غَیْرُنا إلاّ ضالٌّ غَوِیٌّ، فَلیَقْتَصِرُوا مِنَّا عَلى هذِهِ الْجُمْلَةِ دُونَ التَّفْسیرِ، وَیَقْنَعُوا مِنْ ذلِکَ بِالتَّعْریضِ دُونَ التَّصْریحِ، إِنْ شاءَ اللّهُ».

وباید بدانند که براستى حق با ما و نزد ماست; جز ما، کسى این سخن را بر زبان نراند مگر دروغگوى تهمت زننده و غیر از ما، احدى آن را ادعا نکند مگر آن که گمراه و گمراه کننده است. پس به همین جمله از ما اکتفا کنند وتفسیرش را نخواهند، و به همین کنایه قناعت کنند و دنبال تصریح آن نروند که به خواست خدا، کنایه آنها را بس است.

نگهدارى حق

«حَفِظَ اللّهُ الْحَقَّ عَلى أَهْلِهِ، وَاَقَرَّهُ فی مُسْتَقَرِّهِ، وَ قَدْ اَبَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ أَنْ تَکُونَ الاِْمامَةُ فِی أخَوَیْنِ إِلاّ فی الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ، وَإذْ أَذِنَ اللّهُ لَنا فِی الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ وَاضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَانْحَسَرَ عَنْکُمْ، وَإِلَى اللّهِ اَرْغَبُ فِی الْکِفایَةِ، وَجَمیلِ الصُّنْعِ وَالْوِلایَةِ وَحَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَکیلُ، وَصَلّى اللّهُ على مُحَمَّد وَآلِ مُحمَّد».

خداوند، حق را بر اهلش نگه داشته و آن را در جایگاه خود ثابت قرار داده است، و از این که امامت و پیشوایى را در دو برادر، جز حسن و حسین(علیهما السلام)قرار دهد خوددارى نموده است، و هرگاه خداوند اجازه سخن گفتن به ما بدهد حق آشکار شده و باطل نابود و از شما دور مى گردد، و من به خدا روى مى آورم تا امور ما را کفایت نماید و با ما به نیکویى رفتار کند و سرپرستى فرماید، و او خوب وکیلى است و درود خداوند بر محمّد و خاندانش باد.

 

حقّ امام زمان(علیه السلام)

«وَلَوْلا أَنَّ أَمْرَ اللّهِ لا یُغْلَبُ، وَسِرَّهُ لایَظْهَرُ وَلایُعْلَنُ، لَظَهَرَ لَکُمْ مِنْ حَقِّنا ما تَبْتَزُّ مِنْهُ عُقولُکُمْ، وَیُزیلُ شُکُوکَکُمْ وَلکِنَّهُ ما شاءَ اللّهُ کانَ، وَلِکُلِّ أَجَل کِتابٌ، فَاتّقُوا اللّهَ وَسَلِّمُوا لَنا وَرُدُّوا الأَمْرَ إِلَیْنا فَعَلَیْنَا الاِْصْدارُ کَما کَانَ مِنَّا الاِْیرادُ، وَلا تُحاوِلُوا کَشْفَ ما غُطِّیَ عَنْکُمْ وَلا تَمیلُوا عَنِ الْیَمینِ وَتَعْدِلُوا إلَى الْیَسارِ، وَاجْعَلُوا قَصْدَکُمْ إِلَیْنَا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْوَاضِحَةِ».

اگر این نبود که نباید امر خدا نادیده گرفته شود و سرّ الهى آشکار و ابراز گردد، حقّ ما آن گونه بر شما ظاهر مى شد که عقلهایتان را بِرُباید و تردیدهایتان را برطرف کند; لیکن آنچه را که خداوند خواسته انجام مى شود و براى هر سرآمدى، کتاب و نوشته اى است. پس از خدا بترسید و تسلیم ما شوید و کار را به ما واگذارید و بر ماست که شما را از سرچشمه، سیراب بیرون آوریم چنان که ما شما را به سرچشمه بردیم.

براى کشف آنچه از شما پوشیده داشته شده کوشش مکنید، و از راه راست منحرف نشوید، و به نادرستى نگرایید. و بر اساس سنّت آشکار الهى به وسیله محبّت و دوستى خود، راه و مقصدتان را به سوى ما قرار دهید.

 

نشانه قیام

«وَآیَةُ حَرَکَتِنا مِنْ هذِهِ اللَّوْثَةِ حادِثَةٌ بِالْحَرَمِ الْمُعَظَّمِ، مِنْ رِجْسِ مُنافِق مُذَمَّم، مُسْتَحِلٍّ لِلدَّمِ الْمُحَرَّمِ، یَعْمَدُ بِکَیْدِهِ أَهْلَ الاِْیمانِ، وَلایَبْلُغُ بِذلِکَ غَرَضَهُ مِنَ الظُّلْمِ لَهُمْ وَالْعُدْوانِ، لاَِنَّنا مِنْ وَراءِ حِفْظِهِمْ بِالدُّعاءِ الَّذی لا یُحْجَبُ عَنْ مَلِکِ الأَرْضِ وَالسَّماءِ».

نشانه حرکت و قیام ما از این خانه نشینى، حادثه اى است که در مکّه معظّمه روى خواهد داد; حادثه اى برخاسته از پلیدىِ انسانى دو رو و نکوهیده که خونریزى را حلال مى شمرد و با کِید و نیرنگ خود، آهنگ جان مؤمنان مى نماید; امّا با آن کار به هدف ظالمانه و ستم بار خود نخواهد رسید. زیرا ما با دعایى که از دارنده آسمان و زمین پوشیده نمى ماند و ردّ نمى شود براى حفاظت و نگهدارى آنان آماده ایم.

 

رابطه آفرینش و روزى بخشى خداوند باامام زمان(علیه السلام)

«إنَّ اللّهَ تعالى هُوَ الَّذی خَلَقَ الاَْجْسامَ، وَقَسَّمَ الاَْرْزاقَ، لاَِنَّهُ لَیْسَ بِجِسْم وَلا حالٍّ فی جِسْم، لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَىْءٌ، وَهُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ.

وَأَمَّا الاَْئِمَّةُ(علیهم السلام)، فَإِنَّهُمْ یَسْأَلُونَ اللّهَ تَعالى فَیَخْلُقُ، وَیَسْأَلُونَهُ فَیَرْزُقُ إِیجاباً لِمَسْأَلَتِهِمْ وَإِعْظاماً لِحَقِّهِمْ».

همانا خداوند متعال است که اجسام را آفریده و روزیها را تقسیم مى کند، زیرا نه خود جسم است ونه در جسمى حلول کرده; چیزى مانند او نیست و او شنواى بیناست.

امّا امامان(علیهم السلام) از خدا درخواست مى کنند و خداوند به خاطر اجابت درخواست آنان و بزرگداشت حقّ ایشان، موجودات را مى آفریند و روزى مى بخشد.

 

زنان در بهشت

«إِنَّ الْجَنَّةَ لا حَمْلَ فیها لِلنِّساءِ، وَلا وِلادَةَ، وَلا طَمْثَ، وَلا نِفاسَ، وَلاشِقاءَ بِالطُّفُولِیَّةِ، «وَفیها ما تَشْتَهِی الاَْنْفُسُ وَتَلَذُّ الاَْعْیُنُ» کَما قالَ سُبْحانَهُ، فَإِذا اشْتَهَى الْمُؤْمِنُ وَلَداً خَلَقَهُ اللّهُ بِغَیْرِ حَمْل وَلا وِلادَة عَلَى الصُّورَةِ الَّتی یُریدُ، کَما خَلَقَ آدَمَ عِبْرَةً».

زنان در بهشت نه بچه دار مى شوند و نه مى زایند; نه خون حیض و نفاس مى بینند و نه رنج بچه دارى را تحمّل مى کنند، و در بهشت چنان که خداوند متعال فرموده است، چیزهایى است که جانها و نفوس از آن خوششان مى آید و چشمها لذّت مى برند.

هرگاه مؤمن در بهشت، فرزندى آرزو کند، خداوند بدون حمل و بدون زادن ـ همانگونه که در آغاز آدم را آفرید ـ فرزندى که دلخواه اوست برایش مى آفریند.

 

اُلگو، فاطمه زهراء(علیها السلام)

«وَفی اِبْنَةِ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِه إِلَیَّ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ».

و در دختر رسول خدا ـ که درود خدا بر او و پدرش و خاندانش باد ـ براى من اسوه و الگویى نیکوست.

 

زمین و حجّت خدا

«إنَّ الاَْرْضَ لاتَخْلُو مِنْ حُجَّة إِمّا ظاهِراً وَإِمّا مَغْمُوراً».

همانا زمین، هیچگاه از حجت الهى خالى نمى ماند; چه ظاهر و آشکار باشد و چه پنهان و گمنام.

 

راویان حدیث

«وَأَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ، فَارْجِعُوا فیها إِلى رُواةِ حَدیثِنا، فَإِنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُمْ وَأَنَا حُجَّةُ اللّهِ».

وامّا رخدادها و پیش آمدهایى که در آینده روى خواهد داد، درباره آنها به راویان احادیث ما رجوع کنید; زیرا آنان حجّت من بر شمایند و من حجّت خدایم.

 

وقت ظهور

«وَأَمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ، فَإِنَّهُ إلَى اللّهِ وَکَذِبَ الْوَقّاتُونَ».

وامّا ظهور فرج، بسته به اراده خداست و آنان که وقتى براى آن تعیین مى کنند دروغ مى گویند.

 

فرجام کار

«وَالْعاقِبَةُ ـ بِجَمیلِ صُنْعِ اللّهِ سُبْحانَهُ ـ تَکُونُ حَمیدَةً لَهُمْ مَا اجْتَنَبُوا الْمَنْهِیَّ عَنْهُ مِنَ الذُّنُوبِ».

و فرجام کار شیعیان ـ به فضل احسان و نیکوکارى خداوند سبحان ـ تا آن زمان که از گناهان دورى گزینند، پسندیده و نیکو خواهد بود.

 

بردبارى

«إِنَّ اللّهَ ذُو أَناة وَأَنْتُمْ تَسْتَعْجِلُونَ».

خداوند صابر و شکیبا است و شما عجله مى کنید.

 

یاور مردم

نامه اى از آن حضرت به مرجع بزرگ آیة اللّه سید ابوالحسن اصفهانى:

«اَرْخِصْ نَفْسَکَ، وَاجْعَلْ مَجْلِسَکَ فِی الدِّهْلیزِ، وَاقْضِ حَوائِجَ النَّاسِ، نَحْنُ نَنْصُرُکَ».

خودت را ارزان کن (فروتنى پیشه کن) و در دهلیز خانه ات بنشین (در دسترس مردم باش) و حاجات و نیازهاى مردم را برآورده ساز; ما یاریت مى کنیم.

 

أنا بقیة اللّه

«أَنا بَقِیَّةُ اللّهِ فی أَرْضِهِ وَالْمُنْتَقِمُ مِنْ أَعْدائِهِ». «أَنَا خاتَمُ الأَوْصِیاءِ وَبی یَدْفَعُ اللّهُ الْبَلاءَ عَنْ أَهْلی وَشِیعَتی».

من باقیمانده خدا در زمین او و انتقام گیرنده از دشمنان او هستم. من پایان بخش سلسله جانشینان پیامبرم، و به خاطر من است که خداوند بلاها را از خاندانم و شیعیان من دور مى دارد.

 

ما و یارى دوستانمان

«إِنَّ اللّهَ قَنَّعَنا بِعَوائِدِ إِحْسانِهِ، وَفَوائِدِ إِمْتِنانِهِ، وَصانَ أَنْفُسَنا عَنْ مُعاوَنَةِ أَوْلِیائِهِ إلاّ عَنِ الاِْخْلاصِ فِی النِّیَّةِ وَإِمْحاضِ النَّصِیحَةِ وَالْمُحافَظَةِ عَلى ماهُوَ أَتْقى وَأَبْقى وَأَرْفَعُ ذِکْراً».

بدرستى که خداوند ما را به لطف و احسان مکرّر خویش و به بهره هاى انعام و کرم خود، راضى و خشنود ساخته است. و ما را نیازمند یارى دوستانش قرار نداده، مگر آن یارى که از سر اخلاص در نیّت و خیرخواهىِ محض صورت گیرد و در آن، برآنچه به تقواى الهى و بقاى نزد خدا ورفعتِ جایگاه نزدیکتر است، محافظت و مراقبت شود.

 

پیامبران و امّتها

«کانَ مِنْ تَقْدیرِ اللّهِ جَلَّ جَلالُهُ وَلُطْفِهِ بِعِبادِهِ وَحِکْمَتِهِ: أَنْ جَعَلَ أَنْبِیائَهُ مَعَ هذِهِ الْمُعْجِزاتِ فی حال غالِبینَ وَأُخْرى مَغْلُوبینَ وَفی حال قاهِرینَ وَأُخْرى مَقْهُورینَ وَلَو جَعَلَهُمُ اللّهُ فی جَمیعِ أَحْوالِهِمْ غالِبینَ وَقاهِرینَ وَلَمْ یَبْتَلِهِمْ وَلَمْ یَمْتَحِنْهُمْ، لاتَّخَذَهُمُ النّاسُ آلِهَةً مِنْ دُونِ اللّهِ عَزَّ وَجلَّ، وَلَما عُرِفَ فَضْلُ صَبْرِهِمْ عَلَى الْبَلاءِ وَالْمِحَنِ وَالاِْخْتِبارِ.

وَلکِنَّهُ جَعَلَ أَحْوالَهُمْ فی ذلِکَ کَأَحْوالِ غَیْرِهِمْ، لِیَکُونُوا فی حالِ الْمِحْنَةِ وَالْبَلْوى صابِرینَ وَفى حالِ اْلعافِیَةِ وَالظُّهُورِ عَلَى الاَْعداءِ شاکِرینَ، وَیَکُونُوا فی جَمیعِ أَحْوالِهِمْ مُتَواضِعینَ غَیْرَ شامِخینَ وَلا مُتَجَبِّرینَ وَلِیَعْلَمَ الْعِبادُ أَنَّ لَهُمْ عَلَیْهِمُ السَّلامُ إِلهاً هُوَ خالِقُهُمْ وَمُدبِّرُهُمْ، فَیَعْبُدُوهُ وَیُطیعُوا رُسُلَهُ، وَتَکُونَ حُجَّةُ اللّهِ ثابِتَةً عَلى مَنْ تَجاوَزَ الْحَدَّ فیهِمْ، وَادَّعى لَهُمُ الرُّبُوبِیَّةَ، أَوْ عانَدَ وَخالَفَ، وَعَصى وَجَحَدَ بِما أَتَتْ بِهِ الاَْنْبِیاءُ وَالرُّسُلُ، وَلِیَهْلَکَ مَنْ هَلَکَ عَنْ بَیِّنَة وَیَحْیى مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَة».

از تقدیر خداوند بلند مرتبه و لطف او نسبت به بندگانش و از حکمت تدبیر حکیمانه او بود که پیامبرانش را با این همه معجزات، گاهى پیروز و گاهى شکست خورده، گاهى داراى سلطه و گاهى تحت سلطه قرار داد.

و اگر خداوند آنان را در تمام موقعیّتها، پیروز و مسلّط قرار مى داد و به بلا و آزمایشى دچارشان نمى ساخت، چه بسا مردم آنان را به عنوان معبوداتى مستقل از خداى عزّوجلّ اختیار مى کردند و از طرفى، فضیلت شکیبایى خود پیامبران بر بلاها و سختى ها و آزمایشات الهى معلوم نمى گشت.

امّا خداوند در این مورد، موقعیّت پیامبران را مانند موقعیّت بقیّه مردم قرار داد، تا در حال شدّت و بلاء شکیبا باشند و در حال رفاه و غلبه بر دشمنان شکر گزار باشند و در تمام مراحل و احوالشان، تواضع و فروتنى پیشه کنند، و گردن فراز و ستم پیشه نباشند، و بدان منظور که بندگان خدا بدانند که پیامبران نیز خدایى دارند که آفریننده و تدبیر کننده امور آنهاست. در نتیجه، مردم به عبادت خداوند و اطاعت از رسولانش رو آورند، و بدان جهت که حجت بر آنکس که درباره پیامبران زیاده روى کرده و پروردگارشان بشمارد یا با آنان عناد ورزد ومخالفت نماید و نافرمانى کند آنچه را انبیا و پیامبران آورده اند انکار نماید، ثابت باشد ـ وراه عذر بر او بسته شود ـ و تا هرکس هلاک و گمراه مى شود از روى دلیلِ روشن ـ و با اتمام حجّت ـ باشد و هرکس زندگى مى یابد ـ و هدایت مى شود ـ از روى دلیل روشن و یا برهانى آشکار باشد.

 

دعاى حضرت براى یارانش

«فَإِذا أَذِنْتَ فی ظُهُوری فَأَیِّدنی بِجُنُودِکَ، وَاجْعَلْ مَنْ یَتَّبِعُنی لِنُصْرَةِ دینِکَ مُؤَیَّدینَ، وَفی سَبیلِکَ مُجاهِدینَ، وَعَلى مَنْ أَرادَنی وَأَرادَهُمْ بِسُوء مَنْصُورینَ وَوَفِّقْنی لاِِقامَةِ حُدُودِکَ، وَانْصُرْنی عَلى مَنْ تَعَدّى مَحْدُودَکَ، وَانْصُرِ الْحَقَّ وَأَزْهِقِ الْباطِلَ، إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً، وَأَوْرِدْ عَلى شیعَتی وَأَنْصاری مَنْ تَقَرُّ بِهِمُ الْعَیْنُ وَیُشَدُّ بِهِمُ الأَزْرُ، وَاجْعَلْهُمْ فی حِرْزِکَ وَأَمْنِکَ، بِرَحْمَتِکَ یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ».

خدایا . . . زمانى که براى ظهور و خروج من اجازه مى فرمایى، مرا به لشکریان خویش تایید فرما وهمه کسانى را که براى یارى دین تو به پیروى از من برخاسته اند، مورد تأییدات خویش قرار بده، و از مجاهدان راه خود محسوبشان دار، و آنان را علیه هرکس که بدخواه من و ایشان است، یارى بخش و مرا براى برپا داشتن حدود الهى، توفیق ده و براى سرکوبى هرکس که از محدوده دین تو تجاوز کرده است، یارى عنایت کن و حق را یار باش، و باطل را نابود کن، که باطل نابود شونده است. و بر یارى پیروان و یاران من، کسانى را بفرست که مایه روشنى چشم و پشتگرمى آنان باشند، و همگان را در پناه خود و در امان خویش قرار ده، به رحمت بى منتهایت اى مهربانترین مهربانان.

 

دعا

«عَصَمَنَا اللّهُ وَإِیّاکُمْ مِنَ الْمَهالِکِ وَالاَْسْواءِ وَالآفاتِ وَالْعاهاتِ کُلِّها بِرَحْمَتِهِ، فَإنَّهُ وَلِیُّ ذلِکَ وَالْقادِرُ عَلى ما یَشاءُ، وَکانَ لَنا وَلَکُمْ وَلِیّاً وَحافِظاً، وَالسَّلامُ عَلى جَمیعِ الاَْوْصِیاءِ وَالاَْوْلِیاءِ وَالْمُؤْمِنینَ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ، وَصَلَّى اللّهُ عَلَى النَّبِیِّ مُحَمَّد وَآلِهِ وَسَلَّمَ تَسْلیماً».

خداوند، ما و شما را به رحمت خویش از مهلکه ها و زشتیها و بدیها و آفات و بلایا نگه دارد که او ولىّ و اختیار دار همه اینهاست و توانا بر آنچه مى خواهد. او ولىّ و نگهدارنده ما و شماست.

سلام بر تمامى جانشینان واولیا ومؤمنان و رحمت و برکات خدا بر آنان باد!

درود و سلام خداوند بر محمّد پیامبرش و خاندانش باد!

 

رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) مى فرماید:

 (یُفَرِّجُ اللهُ بِالْمَهْدِىِّ عَنِ الاُْمَّةِ، یَمْلاَُ قُلُوبَ الْعِبادِ عِبادَةً وَ یَسَعهُمْ عَدْلُهُ، بِهِ یَمْحَقُ اللهُ الْکَذِبَ وَ یُذْهِبُ الزَّمانَ الْکَلِب، وَیُخْرِجُ ذُلَّ الرِّقِّ مِنْ أَعْناقِکُمْ )

 «خداوند به وسیله مهدى(علیه السلام) از امت رفع گرفتارى مى کند، دلهاى بندگان را با عبادت و اطاعت پر مى سازد و عدالتش همه را فرا مى گیرد.

خداوند به وسیله او دروغ و دروغگویى را نابود مى نماید، روح درندگى و ستیزه جویى را از بین مى برد و ذلّت بردگى را از گردن آنها بر مى دارد».

غیبت شیخ طوسى ص 114.

 

دعا براى فرج

«و أَکْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِکَ فَرَجُکُم‏»

(بحارالأنوار ،ج53 ، ص180 ، باب 31)

یعنى براى تعجیل فرج; بسیار دعا کنید، پس بدرستیکه این دعاء موجب فرج شما است.

 

توفیق زیارت حضرت

لو ان اشیاعنا وفقهم الله لطاعته على اجتماع من القلوب فى الوفاء بالعهد علیهم لما تأخر عنهم الیمن بلقائنا و لتعجلت لهم السعادة بشاهدتنا على حق المعرفة و صدقها منهم بن بحارالانوار، ج 51

اگر شیعیان ما که خداى آنان را برای طاعتش توفیق دهد ـ با دلهایى یکپارچه بر عهد خویش وفادار بودند به یمن لقاى ما نائل مىشدند و سعادت دیدار ما به آنها روى مىآورد، دیدارى که با شناخت حقیقى و درست ایشان نسبت به ما، همراه بود.

 

بهره مندى از امام غائب

اما وجه الانتفاع بىفى غیبتى فکالانتفاع بالشمس اذا غیبتها من الابصار السحاب الاحتجاج، ج 2، ص 602

و اما نحوه بهرهگیرى از من در دوران غیبتم، همچون بهرهگیرى از خورشیدى است که ابرها آن را از دیدگان پنهان داشته باشند.

و انى لامان لاهل الارض کما ان النجوم امان لاهل السماء غیبة الطوسى، ص 292 و 293

من امان اهل زمین هستم همانطور که ستارگان امان اهل آسمانند.

l«و بى یدفع الله البلاء عن اهلى و شیعتى» اکمال الدین، بحارالانوار، ج 52، ص 30

و پروردگار به سبب من بلا را از خاندان و شیعیانم دور مىگرداند.

 

توجه امام زمان به شیعیان

انا غیر مهملین لمراعاتکم ولا ناسین لذکر کم و لولا ذلک، لنزل بکم اللاوا و اصطلمکم الاعداء غیبة الطوسى، ص 292

ما در رسیدگى به شما کوتاهى نکنیم و یاد شما را از خاطر نبریم، و اگر چنین بود سختى شدید بر شما وارد مىشد و دشمنان شما را ریشه کن مىساختند.

 

آگاهى از احول مردم

l«فانا یحیط علمنا بانبائکم ولا یعزب عنا شىء من اخبارکم». مجالس المفید، بحارالانوار، ج 53، ص 175

براستى که علم ما بر اوضاع شما، احاطه دارد و هیچ چیز از احوال شما بر ما پوشیده نیست.

 

وظیفه شیعیان

«فلیعمل کل امرء منکم ما یقرب به من محبتنا» بحارالانوار، ج 53، ص 176

پس هر یک از شما باید به جا آورد، آنچه را که به سبب آن به محبت ما نزدیک مىشود.

 

راه رسیدن به معارف الهى

«طلب المعارف من غیر طریقنا اهل البیت مساوق لانکارنا» منقول از دین و فطرت، ج 1

جستجوى معارف، جز از راه ما خاندان رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) برابر با انکار ماست.

 

دعاى حضرت

lاللهم انا نرغب الیک فى دولة کریمة تعزبها الاسلام واهله و تذل بها النفاق و اهله ...

خداوندا! ما از تو امید داریم که دولت بزرگوارى را که به اسلام و پیروانش عزت بخشد و نفاق و حامیانش را خوار گرداند، برقرار سازى.

 

راویان احادیث

(وَأَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فیها إِلى رُواةِ حَدیثِنا، فَإِنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُمْ وَأَنَا حُجَّةُ اللّه).

و اما در مورد مسائل و حوادث جدیدى که براى شما پیدا مىشود، به کسانى که احادیث ما را روایت مىکنند رجوع کنید. (به کسانى که سخنان ما خاندان رسالت را براى شما مىگویند مراجعه کنیدو نه به کسانى که از خودشان در مىآورند.) و این دسته حجّت من بر شمایند و من حجّت خدا بر همه شما هستم.»

 

معرفى امام زمان

(أَنَا بَقِیَّةُّ اللّهِ فی أَرْضِهِ وَالْمُنْتَقِمُ مِنْ أَعْدائِهِ، أَنَا خاتَمُ الْأوْصِیاءِ وَبی یَرْفَعُ اللّهُ الْبلاءَ عَنْ أَهْلی وَشیعَتی).

من باقیمانده خدا در زمین او و انتقام گیرنده از دشمنان او هستم ، من پایان بخش سلسله جانشینان پیامبرم و بسبب من است که خداوند بلاها را از خاندان و شیعیان من درو مىنماید

الامام المهدی(علیه‏السلام)، بیروت، مؤسسة الوفاء، ص 543 - 542نقلاً عن الزام الناصب، ج 1ص 352 _ 353

 

اداء حق اللّه

(وَنَحْنُ نَعْهَدُ إلَیْکَ أَیُّهَا الْوَلیُّ الْمُخْلِصُ الْمُجاهِدُ فِینا الظّالِمِینَ أَیَّدَکَ اللّهُ بِنَصْرِهِ الّذی أَیَّدَ بِهِ السَّلَفَ مِنْ أَوْلِیائِنَا الصّالِحِینَ: أَنّهُ مَنِ اتَّقى رَبّهُ مِنْ إخْوانِکَ فِی الدِّینِ، وَأَخْرَجَ مِمّا عَلَیْهِ إِلى مُسْتحقِّیهِ، کان آمِناً مِنَ الْفِتْنَةِ الْمُبْطِلَةِ، وَمِحَنِها الْمُظْلِمَةِ الْمُضِلَّةِ ومَنْ بَخِلَ مِنْهُمْ بِما اَعادَهُ اللّهُ مِنْ نِعْمَتِهِ عَلى مَنْ أمَرَهُ بِصِلَتِهِ، فَإنّهُ یَکُونُ خاسِراً بِذلِکَ لأُوْلاهُ و اخریه).

ما با شما عهد مىکنیم که هرکسى از برادران دینى شما (شیعیان) که تقوى را سرمایه خویش قرار دهد از فتنههاى گمراه کننده ظلمت خیز در امان خواهد بود و اگر کسى بر خلاف وظیفه رفتار کرده، از آنچه باید عمل کند بخل ورزد، مسلماً خسران و زیان دو جهان نصیبش خواهد شد.

(الاحتجاج، ج 2ص 499 بحار الانوار، ج 53ص 177 (م. خ)، (نقلاً عن الاحتجاج).

 

زمان ظهور

«وَ أَمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ، فَإِنَّهُ إلَى اللّهِ عزوجل وَ کَذِبَ الْوَقّاتُونَ»

اما وقت ظهور ما موکول و منوط به اراده خداوند عزوجل است و هر کس براى ظهور ما وقت تعیین کند دروغ گفته است.

 jamkaran.ir


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حضرت صاحب الزمان (عج) , حضرت مهدی (عج) , توقیع , حدیث


تاريخ : ۱۳٩٤/۳/۱۱ | ٥:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : محمود مقیم پور | نظرات ()
<> <>
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.