اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی الامامِ التّقی النّقی  و حُجّتکَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثری الصّدّیق الشَّهید صَلَوةَ کثیرَةً تامَةً زاکیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه کافْضَلِ ما صَلّیَتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اوْلیائِکَ.

پیش از آنی که خدا خلق کند جان و تنم را

عهد بستی که بیایی و دلم را بستانی

من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم

نکند فرق به حالم چه بخوانی چه برانی

چه به خونم بکشانی چه به خاکم بنشانی

نه من آنم برنجم نه تو آنی که برانی

هرگز آن قدر ندارم که شوم خاک قدومت

مگرم خاک غلامان در خویش بخوانی

به هوای تو هوائی نشود گرد وجودم

مگر آن روز که از چنگ هوایم برهانی

همه جا صحبت آتش به لبم هست و خموشم

کرمی کن که شراری به وجودم بفشانی

چند در محفل عشقت ببرم رشک به مستان

شود آیا که از این باده مرا هم بچشانی؟

ای نسیم سحری جان منت بدرقه‌ی ره

که به آرامگه یار سلامم برسانی

«میثم» از خصم توان زهر ستانیدن و خوردن

دوری از دوست نشاید نتوانی نتوانی

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حضرت امام رضا (ع) , ضامن آهو , شعر , سلام


تاريخ : ۱۳٩٤/٦/٢ | ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ | نویسنده : محمود مقیم پور | نظرات ()
<> <>
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.